سایت فوتبالی ساكرنت در گزارشی تفصیلی به بررسی حضور مربیان نامدار اروپایی از جمله كی‌روش و كاماچو در قاره آسیا پرداخته و البته با گذاشتن عینك بدبینی حضور این مربیان را چندان مفید به فایده ارزیابی نكرده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، جان دوئردن كارشناس فوتبال آسیا در گزارشی درباره وضعیت تیم‌های آسیایی حاضر در مرحله مقدماتی انتخابی جام جهانی 2014 برزیل به بررسی تیم‌ها و مربیان آن‌ها پرداخته و كار مربیان اروپایی را در این تیم‌های بزرگ و كوچك ارزیابی كرده است. در این گزارش آمده است: "موضوع استفاده از مربیان خارجی، مساله‌ای است كه امروزه در كشورهای آسیایی زیادی بازتاب داشته و سالن فرودگاه‌های این كشورها شاهد حضور مربیان بزرگ اروپایی هستند كه آخرین آن‌ها خوزه آنتونیو كاماچو، سرمربی پیشین تیم‌های ملی اسپانیا و باشگاه رئال مادرید در چین است. این مربی نامدار در فرودگاه پكن و مقابل خبرنگارانی كه برای ضبط اولین كلمات آماده نشستن پرواز كاماچو بودند، گفت: از این كه اینجا هستم خوشحالم. من و همكارانم خوشحالیم كه به چین آمده‌ایم. هدف ما در حال حاضر صعود به مرحله نهایی جام جهانی 2014 برزیل است، اما غیر از این یك برنامه بلند مدت هم داریم.

مربیان خارجی معمولا هنگام ورود اعلام می‌كنند كه برای كمك و تحول و انقلاب در فوتبال كشورهای آسیایی برنامه‌های دراز مدت دارند، اما معمولا به دلایل مختلف این اتفاق رخ نمی‌دهد. موانعی سر راه آن‌ها وجود دارد كه می‌توان به موضوع زمان، فدراسیون، همكاری نكردن باشگاه‌ها و تضاد فرهنگی یا تركیبی از این موارد اشاره كرد. باید به این نكته هم توجه داشت كه تمام تشكیلات ملی در یك كشور برای رسیدن به یك هدف شكل گرفته و آن صعود به جام جهانی است. به مربیان خارجی به چشم یك وسیله یا یك اهرم نگریسته می‌شود كه می‌تواند تیم را به این هدف برساند. در حالی كه وضعیت باشگاه‌های فوتبال در این كشورها به گونه‌ای است كه هر چهار سال یك بار هم شاید یك تیم باشگاهی هم به موفقیت نرسد. كاری كه مربیان خارجی در تیم‌های آسیایی می‌كنند این است كه هواداران را به تیم ملی نزدیك‌تر كرده و انگیزه بازیكنان برای پیوستن به تیم ملی بیشتر شود.

در میان 20 تیم آسیایی حاضر در مرحله گروهی مقدماتی جام جهانی در منطقه آسیا تنها چهار كشور سوریه، ازبكستان، كره شمالی و كره جنوبی هستند كه مربیان آن‌ها مجبور نیستند برای یاد گرفتن سرود ملی این كشورها درس بخوانند!

علاوه بر چین، غول‌های فوتبال آسیا هم توسط مربیان خارجی و عموما اروپایی هدایت می‌شوند. تیم ملی ژاپن را آلبرتو زاكرونی ایتالیایی در اختیار دارد. هولگر اوسیك آلمانی روی نیمكت تیم ملی استرالیا نشسته است. فرانك رایكارد و كارلوس كی‌روش هم وظیفه دارند نام‌های بزرگ عربستان و ایران را بار دیگر احیا كنند. در میان تیم‌های آسیایی شرقی تایلند، سنگاپور و اندونزی به ترتیب توسط مربیان آلمانی، صرب و هلندی هدایت می‌شوند. در غرب آسیا هم گوران توفزدیچ هدایت تیم ملی كویت را بر عهده دارد. سرچكو كاتانچ اسلوونیایی هدایت تیم ملی امارات را بر عهده دارد. تئوبوكر آلمانی لبنانی‌ها را هدایت می‌كند. تیم‌های بحرین و عمان هم توسط دو انگلیسی به نام‌های پیتر تیلور و پل لاگوئن هدایت می‌شوند.

در میان این همه مربیان اروپایی، قاره آمریكای جنوبی مربیان كمتری در آسیا دارد. سباستیانو لازارونی، مربی برزیلی است كه در قطر مربیگری می‌كند. هم وطنش زیكو هم مذاكرات را با فدراسیون عراق به پایان رسانده و به زودی روی نیمكت این تیم خواهد نشست.

تیم‌هایی كه در دو سوی این دو طیف قرار گرفته‌اند، می‌توانند جهانی شوند. فقط تیم‌های ضعیف نیستند كه پول زیادی خرج می‌كنند، كشورهای آسیایی با آرزوی درخشش در جهان فوتبال هر چند به طور لحظه‌ای و زودگذر هزینه‌های زیادی را برای استخدام مربیان خارجی پرداخت می‌كنند، اما حتی قدرت‌های برتر قاره كهن هم به فكر این مساله می‌افتند كه بعد از پایان كار مربیان خارجی در كشورشان بار دیگر مربیان دلخواه وطنی را با ناز و خرام به تیم ملی بازگردانند!

مربیان خارجی بسیاری در قاره آسیا وجود دارند و كار آسانی نیست كه بتوانیم قضاوت كنیم كه آیا چیزی به فوتبال این كشورها اضافه كرده‌اند یا نه. برخی از این كشورها رویای اول حضور در جام جهانی را در سر می‌پرورانند. هر چهار تیم آسیایی كه فقط یك بار در جام جهانی حاضر شده و در دوره‌های اخیر حتی به حضور در این رقابت‌ها نزدیك‌ هم نشده‌اند از مربی وطنی استفاده می‌كنند. ماریو زاگالو، امارات را به جام جهانی 1990 رساند و چهار سال قبل از آن هم كادر فنی برزیلی توانست عراق را به جام جهانی 1986 ببرد. با توجه به موفقیت این كادر برزیلی غیر قابل پیش‌بینی نبود كه كارلوس آلبرتو پیریرا را هم در آسیا ببینیم. این مربی برزیلی سال 1982 هدایت كویت را بر عهده داشت.

از میان 6 تیم آسیایی كه توانسته‌اند در جام جهانی از گروه خود صعود كنند، استرالیا تیمی بوده كه در جام جهانی 2006 از سهمیه اقیانوسیه استفاده كرده و این نشان می‌دهد كه موفقیت آن‌ها هم با مربیان داخلی به دست آمده و هم مربیان خارجی. اگر از جام جهانی 2002 به خاطر مسایل میزبانی كره و ژاپن صرف‌نظر كنیم، فقط عربستان سعودی بوده كه در سال 1994 توانسته از مرحله گروهی توسط مربی خارجی به جام جهانی صعود كند. موفقیت كره جنوبی و ژاپن در جام جهانی 2002 هم كه به عقیده بسیاری از كارشناسان به مسائل داوری و میزبانی باز می‌گشت.

موفقیت نسبی مربیان وطنی كره جنوبی و ژاپن باعث نشد كه دیدگاه نسبت به استخدام مربی خارجی عوض شود. فدراسیون‌های فوتبال این دو كشور قصد داشتند با مربیان خارجی در جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی حاضر شوند. تاكشی اوكادا در دسامبر 2007 به عنوان سرمربی تیم ملی ژاپن انتخاب شد، چرا كه ایویكا اوسیم به طور ناگهانی دچار بیماری شده بود و با وجود این كه اوكادا توانست سامورایی‌ها را به جام جهانی ببرد، هرگز نتوانست جایگاهش را محكم كند و در صورتی كه زمان وجود داشت و فدراسیون فوتبال ژاپن می‌توانست از مربیان تراز اول استفاده كند، قطعا این مربی نمی توانست در جام جهانی روی نیكمت تیم بنشیند.

هاجونگ‌مو سرمربی تیم ملی كره جنوبی هم در همان زمان به عنوان سرمربی انتخاب شد. در حالی كه پیش از این ژرارد هولیه سرمربی پیشین لیورپول و میك مك كارتی از پذیرش مربیگری تیم ملی كره جنوبی سر باز زده بودند. در قاره آسیا مربیان داخلی فاصله چندانی با انتقاد شدید هواداران و رسانه‌ها ندارند و تنها چند نتیجه‌ بد كافی است كه آن‌ها را از روی نیمكت تیم بلند كند.

با توجه به عملكرد خوب فیلیپ تروسیه در ژاپن چشم بادامی‌ها تصمیم گرفتند بار دیگر به استفاده از مربیان خارجی روی آورند. نه به این دلیل كه مربیان خارجی نسبت به داخلی‌ها از سطح بالاتری برخوردار هستند، بلكه با این توجیه كه با حضور مربیان خارجی شانس حضور بازیكنان ژاپنی در لیگ‌های اروپایی بیشتر می‌شود.

تروسیه پیش از این در گفت‌وگو‌ با ساكرنت عنوان كرده بود:" درباره تیم‌های مانند ژاپن و كره جنوبی موضوع رقابت‌ مطرح نیست، چرا كه مربیان سطح بالایی در این دو تیم حضور دارند."

مربی بودن فقط به بررسی اعمالی كه در زمین رخ می‌دهد بر نمی‌گردد و مسایل دیگری هم باید در نظر گرفته شود. باید به تصمیم مربی احترام گذاشت. زمانی مربی خارجی می‌تواند در یك تیم ملی موفق باشد كه 80ـ 90 درصد بازیكنان در لیگ‌های خارجی بازی كند، مانند آنچه اكنون در ژاپن رخ داده است.

تروسیه درباره این مساله معتقد است: "زمانی كه بازیكنی در اروپا بازی می‌كند و برای بازی ملی به كشورش باز می‌گردد برای یك مربی داخلی بسیار دشوار است كه بخواهد بازیكنی را كه در انگلیس یا ایتالیا بازی می‌كند را كنترل كند، چرا كه اطلاعاتی در مورد این مساله ندارد. تنها مربیانی كه در خارج كار كرده‌اند می‌توانند این مساله را درك كنند. تیم‌های ضعیف‌تر تنها شاید نیاز دارند كه مربیان خارجی به افزایش سطح فنی مربیان داخلی كمك كرده و دانش و تجربه‌ را به آن‌ها منتقل كنند."

اگر نظریه تروسیه درست باشد به این صورت تیم‌هایی كه بازیكنان لژیونر زیادی دارند مربی خارجی و تیم‌های ضعیف‌تر مربی داخلی استفاده می‌كنند، آنگاه تیم‌هایی مانند ایران و عربستان كه شامل هیچ یك از دو دسته نیستند، باید چه كنند. چرا كه در این دو كشور مربیان داخلی در حضور افرادی مانند كی‌روش و رایكارد حرفی برای گفتن ندارند. این نظریه شاید فقط چند استثنا داشته باشد.

فوتبال آسیا شاید در آینده‌ای نزدیك در جهان فوتبال بدرخشد، اما در حال حاضر مساله‌ای كه قطعیت دارد این است كه فوتبال در این قاره زیر سایه مربیان اروپایی قرار گرفته است."